جدیدترین مطالب

بزرگداشت استاد شهریار

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را                              

که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین                                   

 

به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند                      

                

چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ                          

         

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن                     

              

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من                

                  

چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا




فرزند آقا سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میر آقا خشكنابی در سال 1325

هجری قمری (شهریور ماه 1286 هجری شمسی) در بازارچه میرزا نصرالله تبریزی

واقع در چای‌كنار چشم به جهان گشود. در سال 1328 هجری قمری كه تبریز

آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود پدرش او را به روستای قیش‌قورشان و

خشكناب منتقل نمود. دوره كودكی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد كه

منظومه حیدربابا مولود آن خاطراتست. در سال 1331 هجری قمری پدرش او را برای

ادامه تحصیل به تبریز باز آورد و او را در نزد پدر شروع به فراگیری مقدمات ادبیات عرب

نموده و در سال 1332 هجری قمری جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد

گردید و در همین سال اولین شعر رسمی خود را سرود و سپس به آموختن زبان

فرانسه و علوم دینی نیز پرداخته و از فراگیری خوشنویسی نیز دریغ نمی‌كرد كه

بعدها كتابت قرآن، ثمره همین تجربه می‌‌باشد.


 


در سیزده سالگی اشعار شهریار با تخلص بهجت در مجله ادب به چاپ می‌‌رسید.

در بهمن ماه 1299 خورشیدی برای اولین بار به تهران مسافرت كرده، و در سال 1300

توسط لقمان الملك جراح در دارالفنون به تحصیل می‌‌پردازد. شهریار در تهران تخلص

بهجت را نپسندیده و تخلص شهریار را پس از دو ركعت نماز و تفأل از حافظ می‌گیرد.

غم غریبی و غربت چو بر نمی‌تابم روم به شهر خود و شهریار خود باشم

 

شهریار از بدو ورود به تهران با استاد ابوالحسن صبا آشنا شده و نواختن سه تار و

مشق ردیف‌های سازی موسیقی ایرانی را از او فرا می‌گیرد. او همزمان با تحصیل

در دارالفنون به ادامه تحصیلات علوم دینی می‌‌پرداخت و در مسجد سپهسالار

در حوزه درس سید حسن مدرس حاضر می‌‌شد.

 


درسال 1303 وارد مدرسه طب می‌شود واز این پس زندگی شور انگیز و پرفراز و

نشیب او آغاز می‌شود. در سال 1313 و زمانی كه شهریار در خراسان بود پدرش

حاج میرآقا خشكنابی فوت می‌كند. او سپس در سال 1314 به تهران بازگشته و

از این پس آوازه شهرت او از مرزها فراتر می‌رود. شهریار شعر فارسی و تركی

آذربایجانی را با مهارت تمام می‌‌سراید و در سال‌های 1329 تا 1330 اثر مشهور

خود حیدر بابایه سلام را می‌سراید. گفته می‌شود گه منظومه "حیدربابا"

در شوروی به 90 درصد زبان‌های جمهوری‌های آن ترجمه و منتشر شده است.

 

در تیر ماه 1331 مادرش درمی‌گذرد. در مرداد ماه 1332 به تبریز آمده و با یكی

از بستگان خود به نام خانم عزیزه عمید خالقی ازدواج می‌كند كه حاصل این

ازدواج سه فرزند به نام‌های شهرزاد و مریم و هادی هستند.



در حدود سال‌های 1346 آغاز به نوشتن قرآن، به خط نسخ نموده كه یك ثلث آن

را به اتمام رسانده و دیوان اشعار فارسی استاد نیز چندین بار چاپ و بلافاصله

نایاب شده است. در مدت اقامت در تبریز سهندیه را می‌سراید. در سال 1350

مجدداً به تهران مسافرت نموده و تجلیل‌های متعددی از شهریار به عمل می‌آید.

ولی در سال 1354 داغ دیگری از فوت همسر به دلش می‌‌نشیند.

 

در سال 1357 شهریار با حركت انقلاب همصدا شد. در اردیبهشت ماه سال 1363

تجلیل باشكوهی از استاد در تبریز به عمل آمد. شهریار به لحاظ اشتهار درسرودن

اشعار كم نظیر در مدح امیر مومنان و ائمه اطهار به شاعر اهل بیت شهرت یافته است.


 


شهریار در سالهای آخر عمر در تهران اقامت داشت. دوست داشت به شیراز برود و

در آرامگاه حافظ باشد ولی بعد از این فكر منصرف شد و به تبریز رفت. او آخرین

روزهای عمرش در بیمارستان مهر تهران بستری شد و در 27 شهریور ماه 1367 در

همان بیمارستان او پس از یك دوره بیماری درگذشت و

بنا بر وصیتش او را در مقبرةالشعرا به خاك تبریز سپردند.






موضوع: مذهبی و فرهنگی (متن عکس کلیپ)،
[ چهارشنبه 26 شهریور 1393 ] [ 10:54 ب.ظ ] [ کانون فرهنگی و هنری مسجد قائم آل محمد (عج) رابط خواهران ]