تبلیغات
کانون فرهنگی وهنری مسجدقائم آل محمد(عج) - گوشه ای از صفات امام كاظم علیه السلام
جدیدترین مطالب

گوشه ای از صفات امام كاظم علیه السلام





حضرت امام موسى كاظم(علیه السلام) عابدترین و زاهدترین، فقیه ترین، سخى ترین

و كریمترین مردم زمان خود بود، هر گاه دو سوم از شب مى گذشت نمازهاى نافله

را به جا مى آورد و تا سپیده صبح به نماز خواندن ادامه مى داد و هنگامى كه وقت

نماز صبح فرا مى رسید، بعد از نماز شروع به دعا مى كرد و از ترس خدا آن چنان گریه

مى كرد كه تمام محاسن شریفش به اشك آمیخته مى شد و هر گاه قرآن مى خواند

مردم پیرامونش جمع مى شدند و از صداى خوش او لذّت مى بردند.


(قم:حرم حضرت معصومه(س) فرزند امام موسی کاظم(ع))

آن حضرت، صابر، صالح، امین و كاظم لقب یافته بود و به عبد صالح شناخته مى شد،

و به خاطر تسلّط بر نفس و فروبردن خشم، به كاظم مشهور گردید.

شیخ مفید درباره آن حضرت می گوید : " او عابدترین و فقیه ترین و بخشنده ترین

و بزرگ منش ترین مردم زمان خود بود ، زیاد تضرع و ابتهال به درگاه خداوند متعال داشت .

این جمله را زیاد تکرار می کرد :

« اللهم انی أسألک الراحة عند الموت و العفو عند الحساب »

(خداوندا در آن زمان که مرگ به سراغم آید راحت و در آن هنگام که در برابر حساب

اعمال حاضرم کنی عفو را به من ارزانی دار )".



امام موسی بن جعفر ( ع ) بسیار به سراغ فقرا می رفت . شب ها در ظرفی پول

و آرد و خرما می ریخت و به وسایلی به فقرای مدینه می رساند ، در حالی که آن ها

نمی دانستند از ناحیه چه کسی است . هیچکس مثل او حافظ قرآن نبود ،

با آواز خوشی قرآن می خواند ، قرآن خواندنش حزن و اندوه مطبوعی به دل می داد ،

شنوندگان از شنیدن قرآنش می گریستند ، مردم مدینه به او لقب " زین المجتهدین "

داده بودند . مردم مدینه روزی که از رفتن امام خود به عراق آگاه شدند ،

شور و ولوله و غوغایی عجیب کردند . آن روزها فقرای مدینه دانستند چه

کسی شب ها و روزها برای دلجویی به خانه آن ها می آمده است .

امام‌ ( ع‌ ) با آن‌ كرم‌ و بزرگوارى‌ و بخشندگى‌ خود لباس‌ خشن‌ بر تن‌ مى‌كرد ،

چنان كه‌ نقل‌ كرده‌اند : " امام‌ بسیار خشن‌ پوش‌ و روستایى‌ لباس‌ بود "

و این‌ خود نشان‌ دیگرى‌ است‌ از بلندى‌ روح‌ و صفاى‌ باطن‌ و بى‌اعتنایى‌ آن‌ امام‌

به‌ زرق‌ و برق هاى‌ گول‌ زننده‌ دنیا .

امام‌ موسى‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) نسبت‌ به‌ زن‌ و فرزندان‌ و زیردستان‌ بسیار با عاطفه‌ و مهربان‌ بود .

همیشه‌ در اندیشه‌ فقرا و بیچارگان‌ بود ، و پنهان‌ و آشكار به‌ آنها كمك‌ مى‌كرد .

مردى از تبار عمر بن الخطاب در مدینه بود كه او را مى آزرد و على(علیه السلام)

را دشنام مى داد. برخى از اطرافیان به حضرت گفتند: اجازه دهید تا او را بكشیم،

ولى حضرت به شدّت از این كار نهى كرد و آنان را شدیداً سرزنش فرمود.

روزى سراغ آن مرد را گرفت، گفتند: در اطراف مدینه، به كار زراعت مشغول است.

حضرت سوار بر الاغ خود وارد مزرعه وى شد.

آن مرد فریاد برآورد: زراعت ما را خراب مكن، ولى امام به حركت خود در مزرعه ادامه داد

وقتى به او رسید، پیاده شد و نزد وى نشست و با او به شوخى پرداخت،

آن گاه به او فرمود: چقدر در زراعت خود از این بابت زیان دیدى؟ گفت: صد دینار.

فرمود: حال انتظار دارى چه مبلغ از آن عایدت شود؟ گفت: من از غیب خبر ندارم.

امام به او فرمود: پرسیدم چه مبلغ از آن عایدت شود؟

گفت: انتظار دارم دویست دینار عایدم شود. امام به او سیصد دینار داد و

فرمود: زراعت تو هم سر جایش هست. آن مرد برخاست و سر حضرت را بوسید و رفت.

امام به مسجد رفت و در آنجا آن مرد را دید كه نشسته است.

وقتى آن حضرت را دید، گفت: خداوند مى داند كه رسالتش را در كجا قرار دهد.

یارانش گرد آمدند و به او گفتند: داستان از چه قرار است، تو كه تا حال خلاف این

را مىگفتى. او نیز به دشنام آنها و به دعا براى امام موسى(علیه السلام) پرداخت.

امام(علیه السلام) نیز به اطرافیان خود كه قصد كشتن او را داشتند فرمود:

آیا كارى كه شما مىخواستید بكنید بهتر بود یا كارى كه من با این مبلغ كردم؟

و بسیارى از این گونه روایات، كه به اخلاق والا و سخاوت و شكیبایى آن

حضرت بر سختیها و چشمپوشى ایشان از مال دنیا اشارت مى كند،

نشانگر كمال انسانى و نهایت عفو و گذشت آن حضرت است.






موضوع: مذهبی و فرهنگی (متن عکس کلیپ)،
برچسب ها: شهادت امام موسی کاظم(ع)، زندگی نامه، مسجد قائم آل محمد عجل الله فرجه، پایگاه شهید کاکرودی،
[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 10:15 ق.ظ ] [ کانون فرهنگی و هنری مسجد قائم آل محمد (عج) رابط خواهران ]