تبلیغات
کانون فرهنگی وهنری مسجدقائم آل محمد(عج) - ولادت عشق
جدیدترین مطالب

ولادت عشق




مژده ای دل که دگر سوم شعبان آمد

پیک شادی ز بر حضرت جانان آمد


مژده ای دل که برای دل غمدیده ما

هدهد خوش خبر از نزد سلیمان آمد


خیز ای دل تو بیارای کنون بزم طرب

که دگر موسم اندوه به پایان آمد




چون فاطمه به حسین (ع)بار دار شد جبرئیل نزد پیامبر خدا آمد و گفت :

بی گمان فاطمه به زودی پسری را به دنیا می آورد که امتت پس از تو او راخواهند کشت.

پیامبر به جبرئیل فرمود بر خدایم درود می فرستم اما من به فرزندی که امتم پس از

من او را بکشند نیاز ندارم.

جبرئیل بالا رفت و سپس فرو آمد و گفت: ای محمد!خدایت بر تو سلام رساند و 

تو را چنین مژده داد که امامت ،ولایت و وصایت را در نسل او قرار می دهد.

پیامبر فرمود راضی شدم .

سپس به فاطمه پیام داد که خداوند مرا به فرزندی مژده داده که از تو متولد میشود

و امتم پس از من او را می کشند.

فاطمه (س) پیغام داد من به چنین فرزندی نیاز ندارم .

پیامبر به او پیام داد که خداوند امامت و ولایت و وصایت را در ذریه او قرار می دهد .

فاطمه (س) فرمود : راضی شدم.

اما فاطمه (س) از باردار شدن به او و وضع حمل او ناراحت بود.در دنیا نشده که مادری

از به دنیا آمدن پسرش ناراحت باشد اما فاطمه از این رو ناراحت بود که می دانست

او به زودی کشته خواهد شد.

پس از تولدش پیامبر او را در آغوش گرفت و گریست و فرمود:

پس از من گروه ستمکار او را خواهند کشت ،خداوند شفاعتم را به آنها نرساند.

از طرفی پس از تولد او جبرئیل با هزار فرشته فرود آمد و تولد او را به پیامبر تبریک گفت.

فاطمه او را نزد پیامبر آورد و پیامبر او را حسین نام نهاد .



شیخ طوسی (ره) و دیگران به سند معتبر از حضرت امام رضا علیه السلام نقل كرده‌اند

كه چون حضرت امام حسین علیه السلام متولد شد، حضرت رسول صلی الله علیه و آله

اسماء بنت عمیس را فرمود كه بیاور فرزند مرا ای اسماء، اسما گفت آن حضرت را در

جامه سفیدی پیچیده به خدمت حضرت رسالت صلی الله علیه و آله بردم،

حضرت او را گرفت و در دامن گذاشت و گوش راست و اذان در گوش چپش اقامه گفت،‌

پس جبرئیل نازل شد و گفت: حق تعالی ترا سلام می‌رساند و می‌فرماید كه

چون علی علیه السلام نسبت به منزله هارون است نسبت به موسی (ع)

او را به اسم پسر كوچك هارون نام كن كه شبیر است و چون لغت تو عربی است

او را حسین نام كن. پس حضرت رسول صلی الله علیه و آله او را بوسید و گریست

و فرمود كه ترا مصیبتی عظیم در پیش است، خداوندا لعنت كن كشنده او را.

پس فرمود كه ای اسماء این خبر را به فاطمه مگو.

چون روز هفتم شد حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود كه بیاور فرزند مرا

چون او را به نزد آن حضرت بردم گوسفند سیاه و سفیدی از برای او عقیقه كرد كه

یك رانش را به قابله داد و سرش را تراشید و به وزن موی سرش نقره تصدق كرد و

خلوق بر سرش مالید، پس او را بر دامن خود گذاشت و فرمود ای ابا عبدالله چه

بسیار گران است بر من كشته شدن تو، پس بسیار گریست. اسماء گفت:

پدر و مادرم فدای تو باد این چه خبر است كه در روز اول ولادت گفتی و امروز نیز

می‌فرمائی و گریه می كنی، حضرت فرمود كه: می‌گریم بر این فرزند دلبند

خود كه گروهی كافر ستمكار از بنی امیه او را خواهند كشت،

خدا نرساند به ایشان شفاعت مرا، خواهد كشت او را مردی كه رخنه در دین

من خواهد كرد و به خداوند عظیم كافر خواهد شد، پس گفت خداوندا سؤال

می‌كنم از تو در حق این دو فرزندم آنچه را كه سوال كردم ابراهیم در حق ذریت

خود خداوندا تو دوست دار ایشان و دوست دار هر كه دوست می‌دارد ایشان را

و لعنت كن هر كه ایشان را دشمن دارد لعنتی چندان كه آسمان و زمین پر شود.





 ملکی بنام فطرس

شیخ صدوق و ابن قولویه و دیگران از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده‌اند

كه چون حضرت امام حسین علیه السلام متولد شد حق تعالی جبرئیل را امر فرمود

كه نازل شود با هزار ملك برای آن تهنیت گوید حضرت رسول صلی الله علیه و آله

را از جانب خداوند و از جانب خود، چون جبرئیل نازل می‌شد گذشت در جزیره

از جزیره‌های دریا به ملكی كه او را فطرس می‌گفتند و از حاملان عرش الهی بود.

وقتی حق تعالی او را امری فرموده بود و او كندی كرده بود پس حق تعالی بالش

را در هم شكسته و او را در آن جزیره انداخته بود پس فطرس هفتصد سال

در آنجا عبادت حق تعالی كرد تا روزی كه حضرت امام حسین علیه السلام متولد شد.

و به روایتی حق تعالی او را مخیر گردانید میان عذاب دنیا و آخرت او عذاب دنیا

را اختیار كرد پس حق تعالی او را معلق گردانید به مژگانهای هر دو چشم در آن

جزیره و هیچ حیوانی از آنجا عبور نمی كرد و پیوسته از زیر او دود بدبوئی بلند می‌شد

چون دید كه جبرئیل با ملائكه فرود می‌آیند از جبرئیل پرسید كه اراده كجا دارید؟

گفت چون حق تعالی نعمتی به محمد صلی الله علیه و آله كرامت فرموده است،

مرا فرستاده است كه او را مبارك باد بگویم، ملك گفت ای جبرئیل مرا نیز با خود

ببر شاید كه آن حضرت برای من دعا كند تا حق تعالی از من بگذرد.

پس جبرئیل او را با خود برداشت و چون به خدمت حضرت رسالت صلی الله علیه و آله

رسید تهنیت و تحیت گفت و شرح حال فطرس را به عرض رسانید.

حضرت فرمود كه به او بگو كه خود را به این مولود مبارك بمالد و به مكان خود برگردد.

فطرس خویشتن را به امام حسین مالید، بال برآورد و این كلمات را گفت و بالا

رفت عرض كرد یا رسول الله همانا زود باشد كه این مولود را امت تو شهید كنند

و او را بر من به جهت این نعمتی كه از او به من رسید مكافاتی است كه هر

كه او را زیارت كند او را به حضرت حسین علیه السلام برسانم،

و هر كه بر او سلام كند من سلام او را برسانم، و هر كه بر او صلوت بفرستد

من صلوات او را به او می‌رسانم.

و موافق روایت دیگر چون فطرس به آسمان بالا رفت می‌گفت كیست

مثل من و حال آنكه من آزاد كرده ی حسین بن علی و فاطمه و محمدم (علیهم السلام).







موضوع: مذهبی و فرهنگی (متن عکس کلیپ)،
برچسب ها: ولادت امام حسین،
[ پنجشنبه 31 اردیبهشت 1394 ] [ 02:40 ب.ظ ] [ کانون فرهنگی و هنری مسجد قائم آل محمد (عج) رابط خواهران ]